تبلیغات
زندگی پاک - غصب فدك
زندگی پاک
فقط حیدر امیرالمومنین است
پنجشنبه 18 دی 1393 :: نویسنده : ابوالفضل ملکی

غصب فدك:

یكى از كارهاى زشت ابوبكر گرفتن فدك از فاطمه علیها السلام دختر پیغمبر صلى الله علیه و آله بود،

و لازم است قبلا توضیحى درباره فدك داده شود.فدك قریه‏اى میان خیبر و مدینه بود كه تا مدینه دو منزل راه فاصله داشت و داراى زمینهاى حاصلخیز و نخلستانهاى بارور بود كه طایفه‏اى از یهود در آن ساكن بودند چون در سال هفتم هجرى نیروى اسلام رونق گرفته و خداى تعالى رعب و وحشت آنرا پس از فتح خیبر بدل یهود انداخته بود لذا اهالى فدك با رسول اكرم صلى الله علیه و آله مصالحه نمودند كه نصف تمام فدك را به آنحضرت واگذار كنند و نصف دیگرش از آن خودشان باشد در نتیجه آنقسمت از فدك كه به نبى اكرم صلى الله علیه و آله واگذار شده بود ملك خاص آنحضرت گردید زیرا بدون جنگ و لشگر كشى به آنجناب تعلق گرفته بود و مفاد آیه شریفه متضمن این مطلب است كه فرماید: و ما افاء الله على رسوله منهم فما اوجفتم علیه من خیل و لاركاب و لكن الله یسلط رسله على من یشاء و الله على كل شى‏ء قدیر. (1)

یعنى آنچه خداوند از مال و ملك كافران بر پیغمبر خود واگذاشته بدون زحمت و رنج سواران و پیادگان شما بوده (و شما بهره و نصیبى در آن ندارید) و لكن خداوند پیغمبرانش را بر هر كه بخواهد مسلط كند و خداوند بر (انجام) هر چیزى توانا است،بر خلاف سایر غنائم جنگى كه خمس آن متعلق بخدا و رسول و بقیه با نظر پیغمبر و امام میان سربازان و لشگریان تقسیم میشود چنانكه خداوند در قرآن كریم فرماید:و اعلموا انما غنمتم من شى‏ء فان لله خمسه و للرسول و لذى القربى و الیتامى و المساكین و ابن السبیل... (2)

و اما آنچه بدون لشگر كشى و جنگ بدست آید انفال است و فقط از آن خدا و رسول میباشد چنانكه خداوند در كتاب كریم خود فرماید:

یسألونك عن الانفال قل الانفال لله و للرسول. (3)

حضرت صادق فرماید:

الانفال ما لم یوجف علیه بخیل و لاركاب،او قوم صالحوا،او قوم اعطوا بایدیهم،و كل ارض خربة و بطون الاودیة فهو لرسول الله صلى الله علیه و آله و هو للامام من بعده یضعه حیث یشاء. (4)

یعنى انفال آنست كه اسب و شتر بر آن رانده نشود (با جنگ بدست نیاید) یا اموال مردمى است كه آنرا مصالحه كرده باشند،و یا با دست خود آنرا بدهند.و هر زمین خراب و ته رودخانه‏ها از آن پیغمبر خدا است و پس از او از آن امام است كه به هر راه خواهد بمصرف رساند.

بنابر این فدك نیز مشمول آیه انفال است نه آیه فى‏ء و خمس زیرا كسى از مسلمین در بدست آوردن آن شركت ننموده بلكه همانگونه كه حضرت صادق علیه السلام فرماید یهودیان آنرا برسول اكرم (ص) مصالحه كرده بودند و آنحضرت شخصا مالك فدك شده بود.

در تفسیر مجمع البیان و كتاب اصول كافى در ذیل تفسیر آیه:و آت ذى القربى حقه. (5) مینویسند كه چون آیه مزبور نازل شد پیغمبر صلى الله علیه و آله‏دختر خود فاطمه علیها السلام را خواست و فرمود كه خداى تعالى بمن دستور فرموده كه فدك را (كه ملك شخصى من است) بتو دهم.فاطمه گفت یا رسول الله من هم از شما و هم از خداى تعالى پذیرفتم و این مطلب در كتب اهل سنت نیز مانند تفسیر ثعلبى و شواهد التنزیل و ینابیع المودة نوشته شده است كه پس از نزول آیه مزبور پیغمبر فدك را بدخترش فاطمه داد. (6)

و تا رسول خدا صلى الله علیه و آله در قید حیات بود فدك در تصرف حضرت زهرا علیها السلام بود و عاملینى هم براى جمع‏آورى محصول آن گمارده بود و عایدات آنرا بفقراء بنى‏هاشم و دیگران تقسیم مینمود ولى پس از رحلت نبى اكرم ابوبكر وكیل فاطمه علیها السلام را از آنجا بیرون كرد و فدك را از تصرف دختر پیغمبر خارج نمود و گفت فدك فى‏ء مسلمین است! !

این عمل ابوبكر كاملا غاصبانه و از هر جهت بر خلاف حق و عدالت بود زیرا چنانكه اشاره شد اولا فدك جزو انفال محسوب شده و ملك شخصى رسول خدا صلى الله علیه و آله بود نه فى‏ء مسلمین ثانیا پیغمبر در زمان حیات خود بدستور خدا آنرا بدخترش فاطمه علیها السلام بخشیده بود ثالثا بموجب قانون ید حضرت زهرا علیها السلام عملا از زمان پدرش در آن تصرف داشت و در احتجاجى كه در اینمورد آن علیا مخدره در حضور مهاجر و انصار در مسجد پیغمبر با ابوبكر نمود او را مجاب و محكوم ساخت.

ابوبكر با یك حدیث جعلى گفت از پیغمبر شنیده‏ام كه فرمود:ما پیغمبران ارث نمیگذاریم و آنچه از ما بماند صدقه است (مال امت است) .

حضرت زهرا علیها السلام فرمود اى پسر ابى قحافه آیا در كتاب خدا آمده است كه تو از پدرت ارث ببرى ولى من از پدرم ارث نبرم؟اگر پیغمبران ارث نمیگذارند پس در برابر این آیاتى كه در مورد ارث پیغمبران نازل شده است چه میگوئى؟آیا بر پدر من تهمت مى‏بندى؟مگر قرآن نمیگوید:و ورث سلیمان داود (7) سلیمان از پدرش داود ارث برد) همچنین در مورد زكریا فرماید:فهب لى‏من لدنك ولیا،یرثنى و یرث من ال یعقوب (8) زكریا بخداوند عرض میكند كه از رحمت و قدرت خود براى من فرزندى عطاء فرما كه از من و اولاد یعقوب ارث ببرد) همچنین آیات دیگر،پس بچه دلیلى باید من از ارث پدر محروم شوم؟

أفخصكم الله بآیة اخرج ابى منها ام انتم اعلم بخصوص القرآن و عمومه من ابى و ابن عمى؟ (9) آیا خداوند شما را بآیه‏اى مخصوص گردانیده و پدر مرا از آن كنار زده است و یا شما از پدر من و پسر عمم (على علیه السلام) بخاص و عام قرآن داناترید؟

با اینكه فاطمه علیها السلام ابوبكر و اطرافیانش را مفتضح و رسوا نمود و آنان هیچگونه پاسخى در برابر منطق او نداشتند مع الوصف بدون اخذ نتیجه بمنزل خود بازگشت و بعلى علیه السلام گفت مگر تو نبودى كه بینى گردنكشان و ابطال عرب را بخاك مذلت مالاندى اكنون چرا ساكت نشسته‏اى كه در اثر این سكوت تو فدك من هم دستخوش هوى و هوس این و آن شده است؟

على علیه السلام فاطمه را بصبر و بردبارى در مقابل این ناملائمات توصیه فرمود و فلسفه صبر و سكوت خود را كه بنا بوصیت پیغمبر صلى الله علیه و آله بود براى او شرح داده و او را از تمام قضایا آگاه ساخت،فاطمه علیها السلام نیز جز صبر و تحمل در برابر این مصیبات چاره‏اى نداشت در نتیجه در غم و اندوه فرو رفت و رنج خاطر خود را بخاك پدر عرضه نمود و شدت اندوه و تأثر آن مظلومه را از درد دل‏هاى او میتوان دانست كه میگوید:

صبت على مصائب لو انها 
صبت على الایام صرن لیالیا

یعنى براى من مصائبى روى داد كه اگر آن مصائب بروزها روى میداد بشبها تبدیل میشدند.

و حقیقتا این عمل حزب سقیفه چقدر زشت و ناشایست بود كه بلافاصله پس از رحلت رسول اكرم صلى الله علیه و آله عوض عرض تسلیت باقیماندگان آنحضرت‏با خانواده‏اش این چنین رفتار كردند و بپاس یك عمر مجاهدت و فداكارى كه عرب بیابانگرد را در اثر تربیت و تعلیم بر ملل متمدن آنروز مسلط گردانید بحكم آیه:قل لا أسألكم علیه اجرا الا المودة فى القربى (10) .فقط انتظار احترام و محبت به نزدیكان خود را داشته است.

ولى این فرقه نمك نشناس خانه دخترش را سوزانیدند و یگانه یادگار او را بحال تضرع و زارى در آوردند كه پناهگاهى جز تربت پدر نداشت.

طبق روایات مورخین فاطمه علیها السلام در اثر فشار و اینهمه ناملائمات و دردهاى روحى رنجور و بیمار شد و با همان حالت نیز رحلت فرمود.

پى‏نوشتها:

(1) سوره حشر آیه .6

(2) سوره انفال آیه .41

(3) سوره انفال آیه .1

(4) اصول كافى جلد 2 باب الفى‏ء و الانفال حدیث .3

(5) سوره اسراء آیه .26

(6) ینابیع المودة ص 119ـشواهد التنزیل جلد 1 ص .443

(7) سوره نمل آیه .16

(8) سوره مریم آیه 4ـ .5

(9) احتجاج طبرسى از خطبه فاطمه علیها السلام در مورد احتجاج با ابوبكر.

(10) سوره شورى آیه .23





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 18 مرداد 1396 03:08 ب.ظ
always i used to read smaller posts that also clear their motive, and that is also happening with this paragraph which I am reading now.
شنبه 20 دی 1393 08:21 ب.ظ
مطب خوبی بود
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : ابوالفضل ملکی
نویسندگان
نظرسنجی
با سلام،نظر شما درباره وبلاگ زندگی پاک چیست؟








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :