فواید خویشتنداری جنسی1

 

تجربه غرب، نشان داده که عفاف، یک ضرورت زندگی است، نه یک تشریفات دینی.

خداوند متعال، عفاف را جز برای سعادت و بهروزی بشر نخواسته است. در برنامه مورد بحث، به بحث پیامدهای مثبت خویشتنداری جنسی نیز پرداخته شده و فواید آن برای جوانان و نوجوانان تشریح شده است. در یکی از این موارد، بحثی تحت عنوان «آزادی هایی که خویشتنداری جنسی به ما می بخشد (Freedoms of Sexual Abstineneceطرح شده و از این موارد، به عنوان «فواید خویشتنداری»، یاد شده است:
1. آزادی از خطرات فیزیکی ناشی از داشتن شُرکای جنسی متعدّد: در این بحث، به خطرات جسمانی آزادی جنسی اشاره شده و بیان شده که با خویشتنداری می توان از این خطرات، رهایی یافت.
2. آزادی از مشکلات کنترل زاد و ولد: این بحث، به ناتوانی وسایل پیشگیری در کنترل بارداری های ناخواسته، اشاره دارد و خویشتنداری را بهترین راه آن می داند.
3. آزادی از فشار زود ازدواج کردن: روابط آزاد، چه بسا موجب فشار روانی برای پیدا کردنِ نا به هنگامِ شریک جنسی یا زود ازدواج کردن می شود که نتیجه آن، شتاب زدگی در ازدواج و اقدام بدون تأمل و اندیشه است؛ امری که می تواند راه زندگی را منحرف سازد و آینده زندگی را به خطر اندازد و آرزوها و اهداف جوانان و نوجوانان را به باد دهد؛ اما خویشتنداری، این امکان را می دهد که با آرامش و با تأمّل و تفکر درباره ازدواج، تصمیم گرفته شود.
4. آزادی از درد رها کردن کودک: کسانی که روابط آزاد دارند، چه بسا به بارداری های ناخواسته دچار می شوند و در نتیجه، مجبور می شوند که کودک خود را سقط کنند و یا به پرورشگاه بسپارند. این مادران، با درد رها کردن کودک، چه خواهند کرد؟ خویشتنداری جنسی، جوانان و نوجوانان را از این درد، دور نگه می دارد.
5 . آزادی از استثمار کردن دیگران یا استثمار شدن توسط آنان: در آزادی جنسی، فرد، یا استثمار کننده است یا استثمار شونده که هر دو ناپسند و ناجوان مردانه است؛ اما کسی که خویشتنداری جنسی را برمی گزیند، نه ستم می کند و نه ستم می پذیرد.

6. آزادی برای کنترل بدن خود: در آزادی جنسی، کنترل بدن جوانان و نوجوانان (بویژه دختران)، دست خودشان نیست و پیوسته از طرف استثمارگران، آزار می بینند؛ امّا در خویشتنداری جنسی، فرد، بر بدن خود مسلّط است و اجازه سوء استفاده را به دیگران نمی دهد.
7. آزادی که شریکت را به عنوان شخص بشناسی، نه وسیله سکس: در آزادی جنسی، روابط افراد، بر اساس وسیله سکس بودن شکل می گیرد، نه به عنوان یک انسان. خویشتنداری جنسی، این بنای توهین آمیز را بر هم می زند و روابط را بر اساس شخصیت افراد تنظیم می کند.
8 . آزادی برای کنترل زندگی و آینده: هر چند آزادی جنسی، لذّت حال را تأمین می کند، امّا آینده را نابود می سازد، به همین دلیل، کسانی که آزادانه به روابط جنسی می پردازند، کنترلی بر آینده زندگی خود ندارند؛ امّا خویشتنداری جنسی، آینده زندگی را تأمین می کند و لذّت پایدار را به ارمغان می آورد.
9. آزادی که به خود، احترام بگذاری: آزادی جنسی، به معنای شکستن حرمت و شخصیت خود است. احترام به خود، یعنی این که خویشتندار باشی و تا هنگام ازدواج، از روابط نامشروع پرهیز کنی.
10. آزادی که با اشتیاق، منتظر ازدواج باشی: آزادی جنسی، اشتیاق به ازدواج را از بین می برد. کسی که بارها و بارها روابط جنسی را تجربه کرده، اشتیاقی برای ازدواج نخواهد داشت. این، در حالی است که اشتیاق برای ازدواج، یکی از لوازم زندگی موفّق و پایدار است. اگر زندگی مشترک، با یک انرژی قوی آغاز نگردد، در ادامه راه، دچار مشکل خواهد شد. خویشتنداری جنسی، این آزادی را به انسان می دهد که با اشتیاق، منتظر ازدواج باشد و با شور و شوق، زندگی مشترک را شروع کند.
11. آزادی تشکیل زندگی با یک نفر، برای یک عمر: بر اساس این دیدگاه، تعدّد شرکای جنسی، نامطلوب شمرده شده، از تشکیل زندگی با یک نفر برای همه عمر، به عنوان یک امتیازْ یاد شده است. خویشتنداری جنسی، چیزی است که می تواند این امتیاز را به ارمغان آورد.[1]